العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )

71

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )

تصوركننده . سيم وجود لفظى چنان كه به زبان گوئيم پنج چهارم وجود كتبى يعنى بنويسيم مطابق آنكه ميگوئيم بسه حرف پ و ن و ج . وجود كتبى دلالت بر وجود لفظى مىكند و وجود لفظى دلالت بر وجود ذهنى و وجود ذهنى بر خارجى . وجود كتبى دلالت بر لفظى مىكند اگر كتابت بحروف باشد مطابق لفظ اما اگر بحروف نباشد دلالت بر لفظ نميكند بلكه بلا واسطه دلالت بر معنى ذهنى مىكند مثلا رقم پنج ( 5 ) شكلى است كه فارس و عرب و ترك و هندى معنى آن را ميفهمند بىآنكه لفظ نويسنده را بدانند . بالعكس نقش خمس را فارسى ميداند چگونه بايد خواند يعنى كتبى آن دلالت بر لفظى مىكند اما لفظى براى او دلالت بر ذهنى نميكند . از آنچه گفتيم معلوم شد كه چگونه چهار مرتبه را بر حسب دلالت مرتب ساختند و گاه سؤال مىشود چرا لفظ دلالت بر وجود ذهنى مىكند و نميگويند لفظ بلا واسطه دلالت بر موجود خارجى مىكند و در جواب گوئيم لفظى كه گوينده قصد معنى آن نكند در اصطلاح و تعارف مردم از اقسام كلام و دلالات لفظى محسوب نميشود مثلا اگر از سنگ و باد و درخت آوازى خيزد شبيه بكلام آدميان آن را كلام نگويند و دلالت نشمرند بلكه جاهل بلغت نيز كه نادانسته كلمه گويد مثلا عربى گويد آب يعنى برگشت نبايد گفت كلام وى دلالت بر تشنگى و طلب آب مىكند يا از مرغان سخنگو مانند طوطى بپرسى قند ميخورى او گويد ميخورم چون معنى در خاطرش خطور نكرده آن را دلالت نتوان گفت و محققين علماء گفتند از جمله مصنف كه دلالت تابع اراده است و سرش آن است كه دلالت الفاظ لغوى بر معناى خود ذاتى نيست مانند دلالت اخ اخ بر درد سينه بلكه به وضع واضع است و كسى از لفظ معنى ميفهمد كه بداند كلمه را براى فهماندن كدام معنى وضع كرده‌اند و گوينده قصد همان معنى كرده باشد و الا اگر از عربى كلمه آب شنود و بداند وى از گفتار خود آب نوشيدنى نخواسته است اين لفظ دلالت وضعى بر آب نوشيدنى ندارد و هر چند شنونده عجم باشد و به ياد آب نوشيدنى آيد . و تحقيق اين معنى در منطق شرح اشارات مذكور است .